" ساغرم شکسته ساقی .. " چشمانم را بست !
یک دقیقه ،
یک ساعت ،
یک شبانه روز ..
نمی دانم چقدر گذشته بود
که صدایش من را به خودم آورد .. " چی؟ "
بی اختیار پرسیده بودم : یعنی میشه ؟
+ داشتم به خنده ی چشمات فکر می کردم
++ تو بزرگی مثل شب اگه مهتاب باشه یا نه ..
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
پر از تناقضم ؛
دکمه ی لاک رو زدم ؛ رو اسکرین اومده بود " صبر داشته باش .. "
بی اختیار خوندم
او صبر خواهد از من بختی که من ندارم .. !
انگار یه قرنه نخوابیدم ..
چقدر خوابم میاد ..
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
فقط می خوام برم !
حتی اگه اون اتفاق بی نظیر نیفته ..
و صبر ندارم ..
صبر ندارم ..
صبر ندارم ..
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
" اصلا همین دوست داشتن تو
ویزای اقامت تمام کشور های جهان است .. "
می گویم دوستت دارم ؛
ولی مقیم حرم یار نمی شوم چرا ؟
.. لعنت به حرف هات
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری
برچسب:
نویسنده: کسری جعفری