خرید بک لینک

" ساغرم شکسته ساقی .. " چشمانم را بست !

یک دقیقه ،

یک ساعت ،

یک شبانه روز ..

نمی دانم چقدر گذشته بود

که صدایش من را به خودم آورد .. " چی؟ "

بی اختیار پرسیده بودم : یعنی میشه ؟

+ داشتم به خنده ی چشمات فکر می کردم

++ تو بزرگی مثل شب اگه مهتاب باشه یا نه ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 4:24

پر از تناقضم ؛

دکمه ی لاک رو زدم ؛ رو اسکرین اومده بود " صبر داشته باش .. "

بی اختیار خوندم

او صبر خواهد از من بختی که من ندارم .. !

انگار یه قرنه نخوابیدم ..

چقدر خوابم میاد ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 4:24

فقط می خوام برم !

حتی اگه اون اتفاق بی نظیر نیفته ..

و صبر ندارم ..

صبر ندارم ..

صبر ندارم ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 18:17

" اصلا همین دوست داشتن تو

ویزای اقامت تمام کشور های جهان است .. "

می گویم دوستت دارم ؛

ولی مقیم حرم یار نمی شوم چرا ؟

.. لعنت به حرف هات

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 18:17

کی باورش میشه ؟ امروز از خواب بیدار شدم تا به خودم اومدم قیاقم رفت تو هم .. یهو آویزون شد ! انگار یه چیزی که هر روز باهام بوده رو حالا ازم گرفتن .. و یادم به نبودش افتاد ! که دیگه نیست .. دیگه امروز چیزی نداارم که براش مدت ها لبخند بزنم ؛ سارا میگه مهسا اوضاعت چطوره ؟ احوالت ؟ میگم چون هیچی وجود نداشته نمی دونم ، فقط میدونم از خودمه که ناراحتم .. شاید هم اینا یه محرک بود برای اینکه من متوقف کنم همه چیزو ! یه بارم یکی بهم گفت دخترای شاد همیشه جذاب ترن .. معین دهاز گفتنی " شاد بودن یه تصمیم نیست ، دکمه نیست که با فشار دادنش چراغامون روشن شه ، هی بگو شاد باش . هی بگو بخند . هی به شاخه ی شکسته بگو شکوفه بده " من با تمام وجود غمگینم ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 0:01

چیزی که مدت ها فقط یه انتظار انکار کننده داشت ، حالا به من قدرت داده که خطر کنم که سمت راهی برم که ازش دوری کردم همیشه ، که وادارم کنه تو اتوبوس که نشستم بی اختیار لبخند بزنم .. میدونی قلبم این همه انتظار رو نمی تونه تحمل کنه ؛ تعادل زندگیم رو به هم زده ؛ از درس و دانشگاهم عقب موندم از خدام عقب موندم از خودم عقب موندم .. و من رسما به هیچ جایی وصل نیستم .. معلقم ! + خدایا وقتشه .. ++ من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد .. +++ قرارم با خیالِ توست ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 14:48

چیزی که مدت ها فقط یه انتظار انکار کننده داشت ، حالا به من قدرت داده که خطر کنم که سمت راهی برم که ازش دوری کردم همیشه ، که وادارم کنه تو اتوبوس که نشستم بی اختیار لبخند بزنم .. میدونی قلبم این همه انتظار رو نمی تونه تحمل کنه ؛ تعادل زندگیم رو به هم زده ؛ از درس و دانشگاهم عقب موندم از خدام عقب موندم از خودم عقب موندم .. و من رسما به هیچ جایی وصل نیستم .. معلقم ! + خدایا وقتشه .. ++ من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد .. +++ قرارم با خیالِ توست ..

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 3:54

صفحه بندی